اسماعيل بياتى چالشترى

به نام خدا

اين شاعر هم عصرما در سال 1327 ه.ش در چالشتر بدنيا آمده است .وى در دبستان فريد چالشترتا كلاس ششم ابتدايى تحصيل كرده و سپس به دليل فقر مالى و مشكلات زندگى تحصيل را رها نموده و به همراه پدر به كار كشاورزى مى پردازد.

انس با طبيعت بر شكوفايى طبع شعر "اسماعيل" بى تاثير نبوده است.او دردهاى هموطنانش را با زبان اشياء و طبيعت در قالب شعربخصوص مثنوى بيان مى كند.او علاوه بر مثنوى در قالبهاى ديگرى چون غزل،رباعى،دوبيتى و قطعه طبع آزمايى نموده است.سادگى،صميميت ،تواضع و فروتنى و عشق به طبيعت در اشعارش موج مى زند كه در مجموعه اى با عنوان"نغمه هاى طبيعت"توسط انتشارات جهان بين به چاپ رسيده است.

وى هم اكنون در انجمنهاى ادبى استان چهارمحال و بختيارى به فعاليت خود ادامه مى دهد.

با آرزوى سلامت و سعادت براى ايشان، مهمان يكى از مثنوى هايشان مى شويم.

 

چكش و ميخ

 

چكش را گفت ميخى در دل سنگ

كه كردى عرصه ى دنياى ما تنگ

ندارم لحظه اى آرامش و خواب

ز جور تو مدامم در تب و تاب

به هر ضربه نمايى چون كمانم

نمى بينى مگر من ناتوانم

ز جورت بس شدم در چوب و ديوار

كمر بشكستم از جور تو زينهار

تو از بهر ستم گرديده واله

من از جورت كشم صد آه و ناله

چرا با بينوايان اين چنينى

نشد اين راه و رسم همنشينى

قوي گشتى براى رنجه كردن

ضعيفان را تو اندر پنجه كردن

من و تو تفته در يك كوره همرنگ

ضعيف و ساده من اما تو نيرنگ

چكش خنديد و گفتش اين سخن را

مقصر از چه مى دانى تو من را

در آن كوره كه پروردند ما را

به مقصودى درآوردند ما را

وگرنه زاده ى يك معدن هستيم

اگر از جور يكديگر شكستيم

منم چون تو ندارم راه چاره

تو خم خواهى شد و من پاره پاره

توانگر بوده آن كاو ساخت ما را

به جان يكدگر انداخت ما را

دگر ما هردومان ابزار كاريم

كجا از كار مردم سردرآريم

حسن چالشتری چهارمحالی

به نام خدا

حسن چالشتری چهارمحالی فرزند مرادعلی،یکی از خوشنویسان به نام اواسط دوره ی قاجاریه می باشد.

یکی از مهمترین آثار وی خوش‎نویسی یا کتابت کتاب"تاریخ ناپلئون" است.نویسنده ی این کتاب"بورین"فرانسوی می باشد. مترجم این کتاب «ميرزا محمد رضا تبريزی"می باشد که به دستور محمد شاه قاجار، آن را از متن ترجمه شده ی انگلیسی اش  به فارسی ترجمه کرده است.

این کتاب که مشتمل بر چهار جلد و  615 صفحه می باشد در    اصفهان  کتابت شده است.کتابت این کتاب  با جوهر قرمز(عناوین) و سیاه(متن)،به خط نستعلیق زیبا می باشد.

خوش‎نویس یا  کاتب کتاب، در پایان فصل آخر نوشته است که کار این کتاب را «در نهایت پریشان‎حالی و ناخوشی احوال، در کمال استعجال» در سال ۱۳۰۵هجری به پایان رسانده است. ضمنا در  صفحه ی آخر  این نسخه‎ی خطی  چنین آمده است:مترجم «محمد رضای تبریزی، برای محمدشاه قاجار در سال ۱۲۵۲».

شما می توانید با استفاده از آدرس زیر مستقیما به سایت کتابخانه‎ی دانشگاه UCLA وارد شوید و  به مطالعه ی این کتاب پرداخته و خط نستعلیق حسن چالشتری چهارمحالی را نیز  مشاهده کنید.

http://unitproj.library.ucla.edu/dlib/minasian/browse.cfm?ms=0149&id=0615&s=1