چالشتر،"مرکز قدیم چهارمحال"

سر درب قلعه ی چالشتر

به نام خدا

سر درب قلعه ی چالشتر،چهار جفت ستون منقوش دارد که به صورت قرینه در طرفین قرار گرفته اند.

روی ادامه ی مطلب کلیک کنید:

 


برچسب‌ها: قلعه, چالشتر, معماری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 19:18  توسط غ-خواجه علی  | 

شیدای چالشتری

به نام خدا

سید"عبدالله متخلص به "شیدا" در سال 1296 هجری قمری در چالشتر متولد شد.پدرش سید محمدعلی( متخلص به "شاکر")نیز   از  شاعران بنام چالشتر بود.

سید عبدالله شیدای چالشتری  تحصیلات مقدماتی را نزد "جد"مادری اش "ملا علی فاضل" معروف به "جناب" گذراند.سپس به اصفهان نقل مکان کرد.او با توجه به طبع سرشارش در شعر، وارد انجمن"دانشکده"شد.

انجمن ادبی  "دانشکده"  اصفهان  توسط شاعر،فاضل و خطاط معروف، مرحوم"میرزا عباس شیدای دهکردی"(1260-1328شمسی، فرزند میرزا اسحاق دهکردی) تاسیس شده بود.این انجمن که همزمان با دوران "مشروطه" فعالیت می کرد ،شاعران زیادی از جمله "شیدای چالشتری"را به خود جذب نمود.

این انجمن مجله ای تحت عنوان"دانشکده"نیز منتشرمی کرد.اشعار "شیدای چالشتری"در مجله ی دانشکده چاپ می شد. "سید عبدالله شیدای چالشتری" دیوان شعری متجاوز از چند هزار بیت دارد.او انواع  قالب ها را تجربه کرده است که از آن جمله به غزل و قصیده می توان اشاره نمود. 

دو غزل از شیدای چالشتری را با هم می خوانیم.

 

کسی که کرد ملامت شهید کوی ترا

خدا کند که ببیند ترا  و  روی ترا

مرا و خاطر یک جمع را پریشان کرد

کسی که خواست پریشان به چهره موی ترا

ز  بعد  مرگ  شوم زنده،جامه پاره کنم

صبا به تربتم آرد اگر  که بوی ترا

کسان که چهره ی خورشید می پرستیدند

ندیده اند مگر چهره ی نکوی ترا

مرا به چهره ی عشق خواستی پابست

ببین! خدای برآورده آرزوی ترا

کدام دیده ز روی تو دیده برگیرد

کدام دل نکند عزم جستجوی ترا

بتا! تو حورسرشتی و در  ازل دادند

ز  آب چشمه ی تسنیم  شستشوی ترا

بیاد نرگس مست تو شیخ باده کشید

میان میکده افزود آبروی ترا

...

غزلی دیگر از شیدای چالشتری:

 

ما خود نهاده ایم سر اندر کمند تو

تا بهر صید ما نخرامد سمند تو

کوته نظر بوند  کسانی که سرو  را

نسبت همی دهند به قد بلند تو

کی خضر ره به آب بقا برد  اگر که دید

سرچشمه اش میان لب نوشخند تو

در پیش تیر ناز تو ای ترک شوخ چشم

همچون نشانه ایم گر افتد پسند تو

شکر به شهر تنگ شده،کن تبسمی

شیرین لبا! فدای لب همچو  قند  تو

هرگز ره خلاصی خود را طلب نکرد

صیدی که شد اسیر و گرفتار بند  تو

شیدا چو دید آن رخ و خال سیاه گفت

رخسار توست آتش و   خالت سپند تو

 

منبع: اوژن بختیاری / ابو الفتح /تاریخچه و شرح حال عرفا و شعرای دوقرن اخیر چهار محال و بختیاری /تهران/ ارمغان 1332/ه ش.


برچسب‌ها: شیدای چالشتری, شعر, چالشتر
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 22:9  توسط غ-خواجه علی  | 

استاد محمد حسین صنیع چالشتری Mohammad Hossein Sani Chaleshtory

به نام خدا

معرفی یک مبتکر ، مخترع و هنرمند چالشتری

استاد گرامی ام جناب آقای بابک زمانی پور  مثل همیشه لطف فرموده و مطلب ذیل را در باره ی استاد صنیع ارسال نموده اند که خدمتتان ارائه می شود.

با تقدیر و سپاس.

 

 

 چالشتر به عنوان مرکز ضابط نشین ناحیه ی چهار محال، از اواسط دوره ی زندیه تا اواسط دوره ی قاجاریه کانون فعالیت بزرگان و اندیش مندان در زمینه های ادبی ، فنی،علمی وسیاسی بوده است.  از جمله ی منسوبین به خیل این جاویدنامان می توان روان شاد"محمد حسین صنیع چالشتری"(1345-1264ه ش/1385-1302ه ق/1966-1885م) را معرفی کرد.

 

ایشان در طی عمر پربرکت هشتاد و یک ساله اش، علاوه بر اشتغال به درودگری  به ساخت در و پنجره های ارسی ،کلاف کشی و کاربندی سقف ابنیه نیز اشتغال داشته است.قابل ذکر است که درودگری  در آن زمان از مشاغل مهم مرتبط با قالی بافی  بوده و در قطب فرش بافی چهار محال به منظور برپاسازی دارهای قالی کاربرد داشته است.

ایشان  به دلیل استعداد خدادادی اش دارای ابتکارات منحصر به فردی است  مثل ساخت دستگاه گرامافون که تنها با الگو برداری از نمونه ی موجود در منزل یکی از بزرگان( به رغم در دسترس نبودن امکانات مکفی )انجام گرفته است.

اهتمام به تعمیر و بازسازی گل دسته ی(مأذنه) مسجد جامع چالشتر نیز یکی از  همین نمونه هاست که باعث می شوند تا ایشان را به عنوان یکی از مبتکرین اندیشمند این "روستا شهر" به شمار آوریم. روحش در بهشت علوی شادمان باد.

عکس ها از جناب آقای چالش(با تشکر و سپاس از خانواده ی محترم چالش)


برچسب‌ها: صنیع چالشتری, هنرمندان, صنعتگران, چالشتر
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 22:11  توسط غ-خواجه علی  |